زایمان طبیعی بدنبال سزارین !

خرید بک لینک
همیشه آدمهای اطرافمون برامون فقط یه اسم و فامیل هستند .ایکس ایگرگی !اصلا میخوایم صداش بزنیم میگیم ایگرگییی؟یا ته ش ، ایگرگیییی جان ؟ .حالا یه موقعیت هایی پیش میاد ک با طرف دو قدم بیشترراه میری ، چارتا پله مثلا ! بعد از شانست اون ادم طوری باشهکه خیلی زود به بقیه اعتماد میکنه و رازهاشو میگه !تو زایمان طبیعی بدنبال سزارین !...

ما را در سایت زایمان طبیعی بدنبال سزارین ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 22:03

روز اول یه نیم ساعتی همینجوری وایستاده بودیم یکیبیاد یه کاری بهمون بده ک انجام بدیم !اما همه میومدن و رد میشدن حتی بهمون نگاه هم نمیکردن !!!تا اینکه خودمون رفتیم قاطی شون شدیم و از vs گرفتنشروع کردیم :))از اولین اقداماتمون هم این بود که رمز در ورودی بخش رویاد بگیریم که راحت خارج شیم ؛)کلی با زایمان طبیعی بدنبال سزارین !...

ما را در سایت زایمان طبیعی بدنبال سزارین ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 156 تاريخ: پنجشنبه 26 اسفند 1395 ساعت: 17:11

چند ساعت پیش بیتا فیلمی از برنامه دورهمیرو میدید که اقای مدیری داشت میگفت سه روزبرنامه های ارتباطی گوشیتون رو حذف کنید بهشونسر نزنید ببینید چ ارامشی بهتون دست میده !!!حالا من بودمو یه بهونه ی خوشگل ...برای حذف اینستا و تل لازم نبود توضیح من دراوردی ای تحویلشون بدم . حتی به مامان هم همین ماجرای دورهمیرو گفتم :) سه روز میشه تا سه شنبه صبح ؟! اوهوم.نمیدونم منتظر چ عکس العملی هستم ؟؟ شایدم فقطبهترش اینه یه سری عادت ها از سرم بپره .امیدوارم!+دوس دارم یکی بیاد ازم بپرسه چند از ده؟چند از ده تغییر کردی؟ نه نه ! الان که فک میکنمبیشتر دوس دارم بیان خودشون بگن چند از ده . "دون گجیلدام اوچ آی و بی گون " زایمان طبیعی بدنبال سزارین !...

ما را در سایت زایمان طبیعی بدنبال سزارین ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 5:52

دارم بافت میخونم برای امتحان یکشنبه .اندیشه هم نخوندم برای امتحان شنبه !!+مهم نیست وقتی دارم میام خونه قراره چند روز اینجا باشم،مهم اینه تا به خودم میام وقت رفتنه ...هربار هم یک ساعت و نیم تو مترو هستم یه چیزی حدود سه ساعت هم تو اتوبوس ، بعد کلی اتفاق های کوچیک و جالبتو این تایم مشاهده میشهههه :)مث اون بار اول که یه دختر کوچولو یهویی اومد کنارمو گفتمیشه گوشتو بیاری جلو ؟؟ بعدش ادامه داد با من دوس میشی؟منم گفتم نه :/ پرسید چراا؟؟؟ گفتم کلا با کسی دوس نمیشم :دیبعدش برگشت به سوی مادرششش :))یا دفعه بعدش که مجبور شدم بین یه عالمه سرباز سوار واگن اقایونبشم و همه یجوری نگاه میکردن تا اینکه یکیشون جاشو داد بهمگفت آبجی بیا شما بشین :) داشتم به میم میگفتم دلم میخاسیه مشت کافور بپاشم تو صورتشون :دیاتوبوسم که دیگه عالی تر ،مخصوصا با وجود مریم که به همه چیدقت میکنه تا تهشو میفهمه و برام تعریف میکنه خخخ+امروز و فردا کلا باید درس بخونم و خیلی کار دارم ،اما جایزه ش ۳ ساعت تو اتوبوس خوابیدن و آهنگ گوش دادنه:)) زایمان طبیعی بدنبال سزارین !...

ما را در سایت زایمان طبیعی بدنبال سزارین ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 5:52

... که از همه ی بیست و چهارم دی ها متنفر باشی !

+مینویسم متنفر ، شما یه چیز بدتر بخونیدش :(

زایمان طبیعی بدنبال سزارین !...

ما را در سایت زایمان طبیعی بدنبال سزارین ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 5:52

بعد امتحان اناتومی رفتیم به مدیر گروه بگیم که واس کاراموزیاسم منو مریم رو تو یه لیست بده بفرسته تهران !که ایشون با عجله گفتن اوووووه الان اومدید میگید؟سه هفته پیش فرستادم اسامی رو ،این چیزا رو زودتر بگید ...بعد مریم خیلی نا امیدانه بهم گفت کاش زودتر میومدیم :(منم بیخیال گفتم خب شاید همینجوری شانسی با هم افتادیم :)بعد بد نگاه کرد و گفت بین این همه آدم با این تفاوت الفبایی فامیلی هامون؟؟؟!!منم گفتم بالاخره ۲ درصد که احتمال داره :))تا اینکه دیروز وقتی خواب بود ، لیست اسامی رو گذاشتن تو گروه! و دیدم که اسم منو مریم تو یه گروهه ! حتی اسممون پشت سر هم بود!!۶_مریم ت ٧_ فاطمه ف ... بعد بقیه گروه ها ۶ نفره بودن یعنی من اضافه اومدم موندن اضافه کنن اخر کدوم گروه ؟ :دیحالا مریمو بیدار کردم میگم پاشو ببین میگه داری مسخره م میکنی امکان نداره !!+امروزم موقع نماز خوندن یهو دیدم چادر نمازم همونیه که اول دبیرستان تو اردوی مشهد واسه مامانم خریده بودم امامامان نگهش داشته بود تااینکه امسال داد به خودم :)بعد همون روز خرید تو بازار رضا اومد تو ذهنم ، با دختریکه نمیشناختمش تلفنی حرف میزدم د زایمان طبیعی بدنبال سزارین !...

ما را در سایت زایمان طبیعی بدنبال سزارین ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 5:52

واقعا دیگه دارم دیوونه میشم ، نمیتونم مث یه قضیه ترسناک ازش فرار کنم !!که تو اینستا یه کلیپ سنتور نوازی ببینم حسرت بخورم!باعشق ببینمش ، چندین بارررر ...الان دقیقا دو سال میشه که بطور جدی نرفتم سراغشهمش بخاطر تغییر تایم کلاس اون استاد ریاضی کنکور :/بعدش یه چند بار از جعبه ش درش اوردم کوک کردمدوتا اهنگ زدم گذاشتمش سرجاش 0___oاینجا مینویسم که ؛ از این هفته رفتم شهردانشجویی پیگیرکلاس اموزش موسیقی میشم :) اولشم از دانشگاه شروع میکنمچون یه سری تبلیغات دیدم درباره ش ،اتفاقا فقط سنتور و گیتار بود ...+هوووف نوشتنشم راحتم کرد حتی :)) زایمان طبیعی بدنبال سزارین !...

ما را در سایت زایمان طبیعی بدنبال سزارین ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 5:52

به زودی خاطرات کاراموزی رو مینویسم ،همشوو!اما جالب ترین چیزی ک این دو روز دیدم رو الان میگم : یه خانمی بود که با ما دانشجوها خیلی خوب رفتار میکرد وعجیب بهمون نگاه نمیکرد :دی حتی روز دوم که رفتم دیرتراز دوستام رسیدم ، اومد باهام سلام و احوال پرسی کرد !!روزی که از اتاق عمل اومد بیرون میگفت من که نمیتونمتکون بخورم چجوری ببینم بچه رو :(منم گفتم نگران نباشید اوردنش عکسشو میگیریم بهت نشون میدیم،یکم بعد که آوردنش داشتیم از بچه تعریف میکردیم ..چشمهای مامانش خیلی قشنگ بود به نظرم و بهمامانش گفتم منتظرم چشمهاشو باز کنه ببینم مث چشمایمامانش هست یا نه :)که با لبخند گفت شبیه چشمای باباشم باشه قشنگه ،و ادامه داد قدش چقدره؟ من : ۵۰ اون : عهههه قدشم به باباش رفته ،وزنش چقدره؟من: ۳۵۵۰ اون : دقیقا هم وزن باباش موقع تولد !+خلاصه که خیلی به همسرش عشق میورزیدبرخلاف بیشتر خانم هایی که اونجا بودن و زیادخوشحال دیده نمیشدن !! از اون طرف همسرش هم مدام زنگ میزد که قبول نیسنامردیه ! چرا تو بچه رو دیدی من ندیدم :دیداشتم به بچه نگاه میکردم و فک میکردم قرارهبا عشق بزرگ بشه و ذوق میکردم :)) زایمان طبیعی بدنبال سزارین !...

ما را در سایت زایمان طبیعی بدنبال سزارین ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 5:52

صفحه بندی